منو اصلی
به سایت مرکز بسیج جامعه پزشکی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی خوش آمدید
صفحه اصلي > رسیدن به سادگی ساده نیست  
شنبه ٢٧ آبان ١٣٩٦
 

شهید محمود اصغرنیا

پدرش کشاورز بود و وضع مالی خوبی نداشت با اینکه محمود خودش زن وبچه داشت ولی همیشه کمک حال پدر ومادر هم بود . ایام عید نوروز نزدیک بود وهمه پدر ومادر ها به فکر خرید عید برای بچه هاشون بودند . محمود که وضعیت پدر را درک می کرد قبل از شب عید مقداری وسایل برای خواهر وبرادراش خرید وآورد تا پدر شرمنده بچه ها نشه ، این در حالی بود که خود محمود هم وضعیت مالی خوبی نداشت .(وقت قنوت / ص 209)

سردار شهید حاج عبدالمهدی مغفوری

هروقت منزل پدر میرفت دستش رو می بوسید .تا پدرومادر غذا را شروع نمی کرد دست به غذا نمیزد .

همسرش می گوید : شی میهمان منزل پددری شان بودیم .پدرشان هنوز نیامده بود . دیدم حاج مهدی داخل نمی یاد .رفتم پیشش گفتم :

چرابیرون نشستی ؟ گفت می ترسم بیام داخل خوابم ببره وپدرم از راه برسه اون وقت جواب این بی احترامی رو چطوری بدم ؟ چطوری جبران کنم ؟

خستگی از چهره اش می بارید ولی...

صبر کرد تا پدرش بیاد بعد بخوابه

شهید دکتر مصطفی چمران :

کار هرشبش بود. با اینکه از صبح تا شب کارو درس وفعالیت می کرد نیمه های شب هم بلند می شد نماز شب می خوند .یه شب بهش گفتم : یه کم استراحت کن خسته ای .با همون حالت خاص خودش گفت:  تاجر اگه از سرمایه اش خرج کنه بالاخره ورشکست میشه باید سود بدست بیاره تا زندگیش بچرخه . ماهم اگه قرارباشه نماز شب نخونیم ورشکست میشیم .(چمران به روایت همسر)

خواب را از چشم شیطان ربود

متولد سال 1342 روستای فوکار خورموج از توابع بوشهر

وقتی که فهمید امام دستور داده دست به کار شد. امام (ره) گفته بود این کاروان نباید سالم به مقصد برسد.

مهدوی زود دست به کار شد. با همان قایق ها ی کوچک رفتند برای کشتی مین کاشتند .هیچ کدام از رادارهای کشتی به آن بزرگی نتوانسته بودند نه قایق را ببینند ونه مین ها را .فقط اخبار نوشتند که ناو بزرگ آمریکا منفجر شد .

در وصیت نامه اش نوشته بود : ما مرد جنگیم واز کشته شدن نمی هراسیم ومرگ را با جان ودل می خریم .برای ما یکسان است که مرگ به جانب ما بیاید یا ما به جانب مرگ برویم ... مرا با لباس سپاه دفن کنید. خونهای بدنم را هم پاک نکنید ... نادر مهدوی یکی از سرداران نیروی دریایی سپاه پاسداران بود.

زندگی زیباست اما شهادت از آن زیباتراست .سلامت تن زیباست ، اما پرنده عشق تن را قفسی می بیند که در باغ نهاده باشند ...

راز خون را جز شهدا در نمی یابند .گردش خون در رگ های زندگی شیرین است ، اما ریختن آن در پای محبوب شیرین تر است ونگو شیرین تر ، بگو بسیار شیرین تر است . راز خون در آنجاست که همه حیات به خون وابسته است . شهید سید مرتضی آوینی

 نمازهایت را عاشقانه بخوان

حتی اگر خسته ای یا حوصله نداری

قبلش فکرکن چرا داری نماز می خوانی

وبا چه کسی قرار ملاقات داری

آن وقت کم کم لذت می بری

از کلماتی که در تمام عمرداری تکرارشان می کنی

ولی از تکرارشان لذت می بری .

تکرار هیچ چیز جز نماز

در این دنیا قشنگ نیست . ( شهید مصطفی چمران )

شهید برنسی

علاقه خاصی هم به حضرت زهرا سلام الله علیها داشت هم نسبت به سادات وفرزندان ایشان .

یادمک نمی آید توی سنگر ، چادر ، خانه یا هرجای دیگری ، او زودتر از من وارد شده باشد .یکبار می خواستیم برویم جلسه ، پشت در اتاق که رسیدیم گفت: بفرما. بهش گفتم اول شما برو . لبخندی زد وگفت : تو که می دونی من جلوتر از سید ، جائی وارد نمیشم .

گفتم حاج آقا اینجا دیگه خوبیت نداره من اول برم ! نا سلامتی شما فرمانده هستی ، اینجا هم که جبهه ست وبالاخره باید ابهت وپرستیژ فرماندهی حفظ بشه . این که من جلوتر برم پرستیژ شما رو پائین میاره . خندید وگفت : اون پرستیژی که می خواد با بی احترامی به سادات باشه ، میخوام اصلا نباشه.

 

عنوان

 

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 332 | بازدید امروز : 27 | کل بازدید : 147368 | بازدیدکنندگان آنلاين : 15 | زمان بازدید : 0.22 
دانشگاه علوم بهزیستی...مراکز پژوهشی دانشگاهمراکز درمانیگروه های آموزشیتماس با دانشگاه

Copyright © 2009 U.S.W.R - All rights reserved. دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی